نوروز در ایران

بازخوانی جشن نوروز در ايران باستان

از لوحه‌هاي باقي مانده در بابل اينگونه بر مي آيد كه جشن نوروز تقريباً 2300 سال، پيش از ميلاد، وجود داشته است و مردم بابل از جمله مردمي بودند كه در اول فصل بهار و همزمان با خداحافظي زمستان با طبيعت، سال خود را نو مي كردند.

ایرنا: نوروز كهن‌ترين جشن‌ ايرانيان است كه ريشه هاي تاريخي و باستاني آن مورد توجه نويسندگان و انديشمندان مختلف قرار گرفته است.آنچه امروز موجب ماندگاري و حتي بين المللي شدن اين مراسم شده، اصالت و سنت هاي نكوو معنوي اين جشن باستاني است.

آنچه از آثار انديشمندان بدست آمده، گوياي اين پيام است كه ايران باستان، خاستگاه نوروز است و از آن زمان تاكنون مردم مناطق مختلف ايران قديم و جديد ( در محدوده فلات ايران ) نوروز را مبارك مي دانند و جشن مي‌گيرند. دراين متن به بازخواني نوروز باستاني در آثار نويسندگان و بزرگان پرداخته شده است .

از لوحه‌هاي باقي مانده در بابل اينگونه بر مي آيد كه جشن نوروز تقريباً 2300 سال، پيش از ميلاد، وجود داشته است و مردم بابل از جمله مردمي بودند كه در اول فصل بهار و همزمان با خداحافظي زمستان با طبيعت، سال خود را نو مي كردند.

اما ايرانشناس دانماركي آرتور كريستن سن، در نوشته هاي خود آورده است ، سال نو ايرانيان باستان، آنگونه كه در سنگ‌نوشته‌هاي داريوش بزرگ در بيستون آمده است، در پاييز آغاز مي‌شد و جشن بسيار معروف مهرگان (بگياد)، در اصل جشن اول سال ايرانيان بوده‌است. از جشن نوروز در اوستا و ادبيات اوستايي هيچ نام برده نشده‌، چنانكه از مهرگان نيز اشارتي نيست. در اواخر فرمانروايي داريوش بزرگ، ايرانيان كه تحت تأثير تمدن آسياي صغير و سرزمين‌هاي مديترانه اي قرار گرفته بودند، تقويم مصري را پذيرفتند كه بر طبق آن سال به دوازده ماه سي روزه، به اضافه? پنج روز اضافي (پنجه دزديده يا خمسه? مسترقه) تقسيم شده بود و در اعتدال بهاري آغاز مي‌شد. اين سال، يعني سال اوستايي جديد، سال ديني زرتشتي گشت و تا امروز در نزد پارسيان حفظ گرديده‌است. روز اول سال در اعتدال بهاري، اول فروردين، عيد نوروز است.

استاد مهرداد بهار با نظريه? اقتباس ايرانيان باستان، از بين النهرين موافق نيست و عقيده دارد، از سه هزار سال پيش از ميلاد، در آسياي غربي دو عيد، رواج داشته‌است، عيد آفرينش در اوايل پاييز و عيد رستاخيزي كه در آغاز بهار، برگزار مي‌شد. بعدها دو عيد پاييزي و بهاري به يك عيد تبديل گرديده و سر بهار جشن گرفته مي‌شده‌است. به اعتقاد مهرداد بهار، احتمالاً نوروز در ايران قبل از هخامنشيان وجود داشته، در اوستا مطرح نمي‌شود، چون يك عيد ملي محسوب مي‌شده و اوستا يك كتاب ديني است و جشن‌هاي خاص خودش را دارد. بعد از گذشت زمان، سرانجام دين زرتشتي، هم جشن مهرگان را كه در آغاز يك عيد بومي بوده و هم نوروز را مي‌پذيرد.

در كيهان‌شناسي نوشته? زكريا قزويني، روايتي از پيامبر اسلام، آمده‌است كه با استناد به قول عبدالصمد بن علي كه از قول پدربزرگش، عبدالله بن عباس آن را نقل كرده‌است، جامي سيمين محتوي شيريني به پيامبر هديه شد. پيامبر پرسيد «اين چيست؟» پاسخ دادند «اينها شيريني نوروز است». وي گفت «نوروز چيست؟» پاسخ دادند «اين عيدي بزرگ براي ايرانيان است.» گفت «اين روزي است كه در آن خدا سپاه را دوباره زنده كرد.» پرسيدند «كدام سپاه، اي پيامبر خدا؟» پاسخ داد «سپاه كساني كه از اقامتگاه‌هاي خود از ترس مرگ بيرون آمدند و هزاران بودند و خدا به آنان گفت، بميريد و بعد آنان را آن روز زنده كرد و روان‌هايشان را به آنان بازگردانيد و به آسمان فرمان داد كه باراني بر آنان ببارد، از اين روست كه مردمان اين رسم را دارند كه در اين روز آب مي‌پاشند.» سپس مقداري از آن شيريني را خورد و محتواي جام را ميان اصحاب خود تقسيم كرد. اين روايت را ابوريحان بيروني نيز در آثار الباقيه آورده‌است.

ابوريحان بيروني در آثار خود از باورها و رسم هايي سخن به ميان مي آورد كه در دوران ساساني معمول بوده است، او مي نويسد : ششمين روز فروردين، روز خرداد، نوروز بزرگ است و در ميان ايرانيان جشني، بااهميت بسيار است. گويند كه خدا در اين روز آفرينش هم? آفريدگان را به پايان رسانيد و دراين روز او ستاره? مشتري را آفريد. آخرين عمل آفرينش اهورامزدا بنابر اعتقاد زرتشتيان، همان آفرينش انسان است، اگر آفرينش ستاره? مشتري (اورمزد)، به عنوان نقطه? پايان اضافه شده است، به اين دليل است كه اين ستاره، نام آفريدگار را دارد.

نوروز در زماني كه ايرانيان اسلام و تقويم عرب را پذيرفتند از حالت جشن قديمي كه به همسپثميديه زرتشتي معروف بود خارج شد و جشن بهاري در آغاز فصل بهارآغاز اما انديشه? شكوه ششمين روز جشن حفظ شد. در نخستين سده هاي پس از اسلام، حتي جوامع زرتشتي كه به طور پراكنده، در ميان مسلمانان زندگي مي كردند، اين نوروز بزرگ جديد (روز اول فروردين) را پذيرفتند و به اين روز نقشي رستاخيزي دادند و جشن زرتشتي همسپثميديه كه در دوره? ساسانيان، يادبود آفرينش انسان بود، در دوران پس از ساساني، به شش روز اول ماه فروردين انتقال يافت.

در آثار مربوط به نوروز پيرامون عقايد ايرانيان باستان در اين ايام مي خوانيم :

ايرانيان باستان اعتقاد داشتند، سرنوشت انسان و جهان در سالي كه در پيش است، در نوروز تعيين مي شود و در اين روز زرتشت با خدا گفتگويي پنهاني داشت و در اين روز نيكبختيها براي مردمان زمين، تقسيم مي گردد و از اين روست كه ايرانيان آن را روز اميد نامند.

از اعتقادات ديگر كه مي توان به آن اشاره كرد اين است كه، هر كدام از مردمان در ظرفي يا چيزي مانند آن جو مي كاشتند و از آن زمان به بعد اين آيين مرسوم گشت كه در اين روز در اطراف ظرفي، هفت نوع غله را بره هفت ستون بكارند و خوبي و بدي رويش غلات را در سالي كه در پيش بود، از چگونگي روييدن آن پيش بيني مي كردند.

به كار بردن آب براي تطهير و براي اطمينان يافتن از باران كافي از جمله ديگر اعتقادات ايرانيان باستان است كه در كتب و آثار به آن پرداخته شده است در اين كتب آمده است كه جم به مردم فرمان داد كه خود را با آب بشويند تا از گناهان پاك شوند. بيروني مي افزايد علت واقعي شست و شو در اين روز اين است كه اين روز به خرداد اختصاص دارد كه فرشته? موكل بر آب است كه با آب پيوستگي دارد، از اين روست كه مردمان هنگام سپيده دم اين روز، خود را مي شستند و در آب كاريزها و آبگيرها، غوطه ور مي شدند. در اين روز مردمان به يكديگر آب مي پاشيدند، به همان دليلي كه خود را مي شستند. عامه? مردم جشن را با روشن كردن آتش در شب هنگام و با ريختن آب بر زمين، در بامدادان برگزار مي كردند.

رسم ديگري كه دردوران ساساني بر اين ايام حاكم بود هديه كردن انواع شيرينيها توسط مردم به يك ديگر بود.
برخي از پژوهشگران سابقه مراسم پيشكش هدايا به پادشاه ايران در تخت جمشيد را مربوط به مراسم نوروز مي دانند.

همچنين از ديگر اعتقادات ايرانيان باستان اين بود كه، خداي گياهان دوباره زنده مي شود. بيروني مي نويسد كه بامداد اين روز بر كوه بوشنج شخص خاموشي ظاهر مي گردد كه دسته اي از گياهان خوشبو در دست دارد، ساعتي ظاهر مي شود و بعد ناپديد مي گردد و تا همين ساعت در سال بعد ديده نمي شود.

پيرامون جشن نوروز در زمان هخامنشيان اين نكته توسط تاريخ نگاران و نويسندگان آمده است كه در زمان كوروش دوم ، نوروز در سال 538 قبل از ميلاد، جشن ملي اعلام شد . برنامه‌هايي كه در اين روز معين شده بود تا به اجرا در آيد عبارت بود از ترفيع سربازان، پاكسازي مكان‌هاي همگاني و خانه‌هاي شخصي و بخشش محكومان .

اين آيين‌ها بعدها در زمان ديگر پادشاهان هخامنشي نيز اجرا شد. در زمان داريوش يكم، مراسم نوروز در تخت جمشيد برگزار مي‌شد. در كتب مربوط به تاريخ ايران باستان مي خوانيم ، بررسي ها بر روي سنگ‌نوشته‌ها ي دوران هخامنشيان نشان مي‌دهد كه مردم در اين دوران با جشن‌هاي نوروز آشنا بودند و نوروز را با شكوه بسيار جشن مي‌گرفتند. شواهد نشان مي‌دهد داريوش اول، به مناسبت نوروز در سال 416 قبل از ميلاد سكه‌اي از جنس طلا ضرب كرد كه در يك سوي آن سربازي در حال تيراندازي نشان داده مي شد.آنچه از سنگ نوشته ها ي دوران هخامنشيان بر مي آيد تاريخ برگزاري جشنهاي نوروز در اين دوران درميان 21 اسفند تا 19 ارديبهشت بوده است.

ماندگاري و عظمت برگزاري اين جشن باستاني و معنويت حاكم بر آن موجب شده است تا نه تنها در دوران كنوني اين جشن همچنان پاينده و بزرگ داشته شود بلكه در سطح بين المللي مجمع عمومي سازمان ملل در نشست 23 فوريه 2010 خود، 21 ماه مارس را به‌عنوان روز جهاني عيد نوروز، با ريشه? ايراني به ‌رسميت بشناسد و از آن تاريخ اين روز را در تقويم خود جاي دهد. در متن به تصويب رسيده در مجمع عمومي سازمان ملل، نوروز، جشني با ريشه ايراني كه قدمتي بيش از 3 هزار سال دارد و امروزه بيش از 300 ميليون نفر آن را جشن مي‌گيرند توصيف شده‌است

 

1
+1
0

جشن کاشت درخت در کران

رسم نیک کاشت درخت طبق روال هرساله امسال نیز در کران اجرا شد

دهیاری با همکاری شورای اسلامی وتعدادی از علاقمندان به این مهم مبادرت کردند

0
0
0

شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)تسلیت باد

شهادت حضرت فاطمه (س)

لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام

 

در اوراق تاریخ

در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

 

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

 

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

 

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

 

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

 

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

 

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:

 

ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

 

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.

 

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

 

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

 

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

 

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

 

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

 

 

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

 

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

 

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

 

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)

 

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

 

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

 

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

 

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

 

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

 

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

 

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

 

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)

 

 

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)

 

منبع:

بوی بهشت سوخته

برگزیده از كتاب جلاءالعیون علامه محمّدباقر مجلسی

اقتباس: علی لباف

از صفحه (60 تا 73)

0
0
0

اجرای ده هزار متر اسفالت معابر کران

به مناسبت دهه مبارک فجر وبه همت  بخشداری  ، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی ،دهیاری شورای اسلامی مقدار ده هزار متر از معابر کران از تعمت اسفالت برخوردتر گردید

1
0
1

راهیابی ناشنوای سیرجانی به اردوی تیم ملی

نفرات برتر اولین اردوی ارزیابی تیم ملی فوتبال ناشنوایان برای حضور در مسابقات جهانی فوتبال 2016 ایتالیا ، معرفی شدند.

 

به گزارش روابط عمومی فدراسیون ورزش های ناشنوایان ، عبدالصمد سالک زمانی سرمربی تیم ملی فوتبال ناشنوایان در گفتگو با سایت فدراسیون گفت : از 4 الی 7 دیماه 100 ورزشکار از سراسر کشور در رده های :زیر 19 سال ، زیر 23 سال و بزرگسالان  و پست دروازه بانی را درکمپ تیم های ملی فدراسیون در تهران ، مورد ارزیابی قرار دادیم که در پایان 23 بازیکن برتر به اردوی دوم راه پیدا کردند.

در اردوی دوم  که  از 3 الی 6 بهمن ماه در تهران برگزار می شود ، 23 بازیکن و ورزشکاران تیم ملی فوتسال موردارزیابی قرار می گیرند .

اسامی نفرات برتر عبارتند از :

محمد حسین فدایی و حسین مهدی زاده (تهران)  ، حسین جغتایی (خراسان رضوی) ، اسفندیار علی نژاد و محمد الماسی(گیلان) ، جواد غلامی (قزوین) ، سید علی حسینی (یزد) ، سهیل قیطاسی و محمد آزادی (اصفهان) ، حسین مرادی ، امیر حسین اسماعیلی و محمد احمدی (مازندران) ، فرید اصل شادی ، رضا جدیری ، امیر عابدینی و علی فتحی (آذربایجان شرقی) ، ساسان گومه و آرش محمدی (کرمانشاه) ، حسین یادگاری (مرکزی) ، پویان محمدی (کهگیلویه) ، حسام گیسی(کرمان .سیرجان ) و میلاد محمدی و لقمان حسینی(کردستان)

مسابقات جهانی فوتبال 2016 ، خرداد ماه 95 در کشور ایتالیا برگزار می شود.

0
0
0