بچه ای که حرف های...

Play

کران ومحرم 96

هر سال سه روز قبل از محرم شاهد برافراشتن خیمه حضرت ابا عبدالله در حسینیه کران هستیم رسمی که سالهای سال اجرا میشده  خیل مردم معتقد وخدا دوست برای این روز به حسینیه اعظم کران می آیند هر کس نذری دارد وخواسته ای از اهل بیت  از اوایل صبح خادمین که از قبل حسینیه را برای این روز محیا کرده اند .با اوردن دیرک خیمه که چوبی به طول بیش از چهار متر است همراه با پارچه های سبر وریسمانهای پنبه ای  برای بستن خیمه لازم است را در اختیار اهالی  ومهمانان اقا ابا عبدالله قرار میدهند .ودر حین کار افرادیکعه نذر ونذوراتی از قبیل آش  شربت چای خرما ووودارند بین عزاداران پخش میکنند . پس از برافراشنه شدن عزیزانیکه از قبل تدارک نهار دیده اند از مدعوین دعوت میکنند که معمولا علاوه بر چند نفر که در منازل خود غذایی طبخ کرده اند بصورت بسته بندی یا بقولی در ظروفی که قبلا تحویل گرفته اند خوراک را به منازل خود برده ومیل مینمایند در کاروان ابوالفضل سفره انداخته میشود از انها پذیرایی بعمل میاید 

روز اول محرم

1396/06/31مصادف با روز جمعه اول محرم 1439هجری قمری تعزیه :تعزیه دار (پسر فروش)
سید احمد موسوی ( سعید یا تعزیه دار)
سید ابوالفضل شهیدی (معلم و روضه خوان)
سید صادق شهیدی (ابراهیم یا پسر)
سیاوش توکلی (مادر)
مهدی حافظی ( خواهر)
مجتبی ستوده نیا ( امام حسین یا خریدار )
تعزیه پسر فروش یا تعزیه دار شخصی تاجر که به دلایلی ورشکسته میشود و در آستانه محرم هزینه روضه خوانی و عزاداری را نداشته که ناراحت و غمگین بوده که همسرش پیشنهاد فروش پسرشان را به عنوان برده و غلام میدهد. و چون پسر در مکتب درس بوده مادر به سوی مکتب میرود و جریان عزاداری محرم را به فرزندش میگوید که خود پسر پیشنهاد فروش خودش را به عنوان برده میدهد و مادر هم موافقت میکند و نزد پدر میروند و با پدر به سوی بازار برده فروشان میروند و شخصی که حضرت امام حسین علیه السلام بوده است به عنوان مشتری و خریدار فرزندشان را میخرد و بهای خوبی پرداخت میکند که خرج عزاداری محرم و روضه خوانی میکنند و بعداز عزاداری مادر یاد فرزندش میافتد که امام حسین علیه السلام به پسر که به عنوان غلام بوده میفرماید برو به خانه که ابتدا پسر ممانعت میکند و میگوید اگر من بروم پدر و مادرم میگویند که فرار کردم که خود مولا امام حسین بعد از معرفی پسر را روانه خانه میکند
شنبه اول مهرماه سال 96مصادف با دوم محرم 1439هجری قمری
تعزیه حجت الوداع
سید احمد موسوی (امام حسین) (ع)
سیدصادق شهیدی( عباس) (ع) قاصد
سید ابوالفضل شهیدی (فاطمه صغری)
سیاوش توکلی (زینب)
مهدی حافظی (علی اکبر)
حسین حافظی (ولید)
اسماعیل حافظی (مروان)
تبدیل حج تمتع به عمره جهت جلوگیری از جنگ و خونریزی در حریم خانه خدا و حرکت از مدینه به سمت کربلا
یکشنبه دوم مهرماه سال 96مصادف با سوم محرم الحرام سال 1439 هجری قمری تعزیه شهادت حضرت مسلم ابن عقیل سفیر امام حسین علیه السلام
سید احمد موسوی (امام حسین)
سید ابوالفضل شهیدی (مسلم)
سید صادق شهیدی (هانی بن عروه)
سیاوش توکلی (قاصد و طوعه)
مهدی حافظی (طفلان)
سید امیر حسین ایران نژاد (طفلان)
حسین حافظی (ابن زیاد)
اسماعیل حافظی (محمد اشعث)
باقر رضا زاده (نعمان و صیاد)
دعوت کوفیان از امام حسین با نامه های متعدد جهت بیعت که آن حضرت سفیر خود حضرت مسلم ابن عقیل را به کوفه فرستاد و که همزمان حکمرانی کوفه توسط یزید بن معاویه طی نامه ای به عبیدالله ابن زیاد واگذار گردید که پس از این اتفاق تمام کوفیان از بیعت و عهد خود سر باز زدند و ضمن بیعت با یزید مقدمات قتل مسلم بن عقیل سفیر امام حسین علیه السلام را فراهم نمودند و طی حکم عبیدالله ابن زیاد در کوفه حکومت نظامی اعلام شد که هیچ کس از کوفیان جرات تردد در شب و روز را نداشتند وحضرت مسلم را تنها گذاشتند و موجبات شهادت آن حضرت مهیا شد و پس از جنگ در کوچه های کوفه به شهادت رسیدند و جسم شریفش را بر بالای دارالاماره آویزان کردند.
دوشنبه 3مهر ماه 1396مصادف با چهارم محرم الحرام سال 1439 هجری قمری تعزیه شهادت طفلان مسلم
سید احمد موسوی (چوپان)
سید ابوالفضل شهیدی (مسلم غائب)
سیدصادق شهیدی (چوپان. شریح، کنیز حارث)
سیاوش توکلی (پسر شریح و زن حارث)
مهدی حافظی (طفل محمد)
محمد امین هاشمی (طفل ابراهیم)
حسین حافظی (غلام ابن زیاد)
اسماعیل حافظی (حارث)
باقر رضا زاده (ابن زیاد)
شهادت طفلان مسلم دو سال بعد واقعه کربلا اتفاق افتاد که در خانه شریح پنهان بودند و پس از آن راهی مدینه میشوند که در بیابان و صحرا گم میشوند و توسط غلام ابن زیاد به زندان میافتند که توسط مشکور زندانبان آزاد می شوند

چهارشنبه 4مهر مصادف با ششم محرم الحرام سال 1439 هجری قمری تعزیه شهادت وهب نصرانی
سید احمد موسوی در نقش امام
سیاوش توکلی در نقش زینب و عروس وهب
سیدصادق شهیدی در نقش وهب نصرانی
سید ابوالفضل شهیدی در نقش مادر وهب
وقتی که امام حسین در کربلا خیام را بپا کردند در نزدیکی آنها تازه دامادی بنام وهب با مذهب نصرانی که به همراه مادر و عروسش زندگی میکرد که وقتی امام را تنها دیدند به یاری او شتافتند و در اول امام مخالف میدان رفتن وهب بوده که با وساطت مادر وهب راهی میدان میشود و پس از جنگ نمایان وهب سر وهب را به مادرش هدیه میدهند و مادر وهب نیز با شجاعت خود سر را به سوی لشکر دشمن میاندازد و در یک کلام می گوید سری را که در راه خدا دادم دیگر پس نمیگیرم و خودش نیز عازم میدان میشود تا به شهادت میرسد و عروس نیز از فراق وهب جان میدهد که هر سه نفر در رکاب امام حسین جان خود را فدا کردند.

پنجشنبه ۶مهر مصادف با هفتم محرم الحرام سال 1439 هجری قمری تعزیه شهادت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام
سید احمد موسوی (امام حسین)
سید ابوالفضل شهیدی (عباس)
سیدصادق شهیدی (علی اکبر)
مهدی حافظی (قاسم، سکینه)
سیاوش توکلی (زینب)
حسین حافظی (شمر)
باقر رضا زاده (حرمله)
اسماعیل حافظی (ابن سعد)
شرح رشادت و دلاوری ها و وفای قمر بنی هاشم

1
+1
0